3 اردیبهشت 1397
سلام به همه دوستان خوبم و گل های زیبای زندگی من. روزهای بهاری امسال پر شده از بارش و رحمت خدا. وهوا مطبوع برای قدم زدن های دو نفره که البته با چهار نفره شدنمان کمی قدم زدن هایمان سخت شده است. البته بگذریم که خدا راشاکریم. علی کوچولوی ما که البته دیگر برای خودش مردی شده است و همیشه هم معترض که من علی کوچولو نیستم من بزرگ شدم. بسیار شیرین زیان و با اینکه خیلی جملات بزرگانه بر زبان میراند اما بعضی کلمات رو به اشتباه بیان می کند و این بر شیرینی سخن پسرم میافزاید. علی درختان در بهار چی میزنن؟ مامانی! شفوکه. در حالی که گشت عیدانه در ساحل نور با خیس شدن علی کوچولو کوتا...













